به نام ایزد پاک
یک روز بچه ها تو حیاط مدرسه با صدای بلند میخواندن
عرب در بیابان ملخ میخورد سگ اصفهان اب یخ میخورد
ولی از بی عرضگی خودمان است کشوری که به اندازه یک دهم شهرما جمعیت نداره ادعای مالکیت گوشه ای از کشور عزیز مارا میکنه من هر چه به مغز کوچک خودم فشار اوردم یادم نیامد از اینها جایی در تاریخ شنا سنامه ای بالای 150ساله دیده باشم زمان امپراطوری ایران
کجا بودند که از ما طلب جزیره میکنند در صورتی که ما تاریخ سه هزاره داریم خلیج فارس ما را میخواهند اسمش را عوض کنند مگر تمام نقشه های دنیا را عوض کنند.
یادش به خیر یک زمانی خشارشاه تا اتن رفت و انجارا تسخیر کرد او انقدر قدرتمند شده بود که توقع داشت اب دریا گوش به فرمانش باشد میگویند خشایار شاه میخواست از دریا عبور کرده بالشکریانش یونانیان را گوش مالی دهد ولی مهندسیبن هر چه پل ساختند امواج دریا ان پلها را خراب کرد شاه عصبانی شد ودستور داد مهندسین را گردن زدند وشب در تاریکی شلاق به دست گرفته اب دریا را شلاق میزد و میگفت از فرمان ما سرپیبچی میکنی منم شاه
شاهان من خداوند دریا وخشکی هستم باید از فرمان ما اطاعت کنی .فردای ان روز دستور داد قایقه را به همدیگر بستند وطرفین قایقها را پارچه کشیدند تا اسبها رم نکنند وبه این طریق تمام
لشکریان ازروی دریا رد شدند وتا اتن قلب یونان تاختند کجاست ان همت ایرانی وقتی دوباره
عرب وحشی به ایرانمان حمله کرد وهشت سال دستو پا زد تا دوباره خون ما را به جوش اورد
دنیا یک بار دیگر ما را شناخت وملت ما دوباره خود جوش مثل سیل به راه افتاد ودوباره افسانه دلیران وطن زنده شد تا دشمن دوباره پی به عظمت ما ببرد رستمها به راه افتادند سهرابها شهید شدند تا جهانیان بدانند این بیشه تعلق به شیران داردوهمیشه ازاد مردان وطن
زنده اند.
به فکر ایران باشیم که سه هزارساله است ایرانی که فرزندانی نخبه دارد که جهان و جهانیان با حسرت نگاهشان میکنند.این سرزمین با جفرافیا وآداب مختلفی که دارد همه را سر یک
سفره جمع کرده در وقت هجوم دشمن همه ی سلیقه ها و مشتها یکی می شود ومثل پتکی سنگین بر فرق دشمن فرود می آید و کارش را یکسره میکند.
ما ملتی هستیم که با چشم خود از هم پاشیدگی خیلی حکومتها را دیده ایم .یا به دست ما و یا بدست دیگران.همیشه هم پیروزی با ما نبوده ولی همان زمانی که دشمن فکر میکرد دیگر نام ایران از صفحه روزگار پاک میشود.ملت ما با همتی بلند با از خودگذشتگی هایی باور نکردنی
دوباره قد علم کرده و از نو قدرتی جادویی پیدا کرده و دوباره امپراتور شد.ولی کو آن همبستگی کو آن همت ؟
ما باید مجسمه های بزرگی از بزرگانمان مثل کورش کبیر،داریوش،خشایارشاه،کمبوجیه، نادرجهانگشا،کریم خان زند،وتمام مردمان وطن پرست ،کسانی که یک ایرانی واقعی بودند مثل سورنا و مثل آریوبرزن و ... وجای جای وطن عزیزتر از جانمان بزنیم تا دوبارهخونمان به جوش آمده و گذ شته خود را به یاد آوریم.
ما خیلی وقت است که خوابیم و دیگران از خواب ما در بیداری خود استفاده کافی را برده اند.
ایرانی دلیر بیدار شو که روباه ها وکفتارها از لانه کثیف خود بیرون آمده اند و برای بیشه شیران چه نقشه های شومی که نکشیده اند.
این سخن زیبا از داریوش بزرگ است که:(( به خواست اهورا مزدا من اینچنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم .دوست ندارم ناتوانی از حق کشی در رنج باشد.همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد آنچه را که درست است من آن رادوست دارم.من دوست برده ی دروغ نیستم من بدخشم نیستم حتی وقتی خشم مرامی انگیزاند آن را فرو مینشانم.من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم.))
چنین بیانیه ای از زبان یک شاه در سده ی ششم پیش از میلاد مانند معجزه میماند.و حقایق زیادی که در این معقوله نمیگنجد
به امید حق تا بعد.

ایران پاینده مانی وجاودانه
ارویوبرزن دلاورایران زمین
عشق ایران
منشور جهانی حقوق بشر کورش کبیر
شعراذری
شاهنامه آخرش غمه.چرا؟
شهریار روحش شاد


